از کلافها
در حالی که به آهنگ بالا گوش میدم، به این فکر میکنم که امشب چقدر درد دارم. با اینکه مُسکِن خوردم. بیشتر از همه هم پام درد میکنه. اما دردش آزاردهنده نیست. مثل کوفتگی بعد از ورزش میمونه. خوابم میاد اما کلافهام. چرا کلافگی دست از سر من برنمیداره واقعاً؟ و چرا خواب در مقابل کلافگی پیروز نمیشه؟[اون استیکره که داره موهاشو میکَنه]
به تازگی یه مطلبی خوندم که میگفت تا وقتی تو از آسیبپذیریات خجالت نکشی، اون دیگه نقطه ضعف تو محسوب نمیشه. درواقع ذهنم خیلی درگیرش بود و این جمله انگار آتیش اون پرسش رو خاموش کرد.
همینو میخواستم بگم. باید دید در این جدال چه کسی پیروز میشه؛ خواب یا کلافگی.
خوب بخوابی، شبت به خیر✨